در باره سایت و خودم

درود بر هموطنان گرامی

این سایت شخصی من بوده، نخستین هدف آن اینست که کتابها و مقالات علمی ویا سیاسی خودم را تقدیم خوانندگان عزیز نمایم. علاوه برآن خواهم کوشید نوشته هایی از منابع مختلف را که آشنایی با آنها را برای ملت عزیزم و بویژه نسل جوانمان مفید تشخیص دهم در وسایت بگذارم.

á نظرات انتقادی و سازنده خوانندگان عزیز را با ممنونیت تمام پذیرفته، از آنها برای تصحیح اشتباهت ویا کاملتر کردن نوشته هایم استفاده خواهم کرد. درعین حال اگر خوانندگان گرامی در باره مسائلی سؤالاتی داشته باشند ویا در عرصه خاصی خواستار همفکری و مشورت باشند، آمادگی خودرا با کمال میل اعلام میدارم.

دراینجا وظیفه خود میدانم که از دوست عزیزم جناب مهندس فرزاد مرجانی که امکانات راه اندازی این سایت را برایم فراهم کرد، صمیمانه تشکر کنم.

á

 

درباره خودم:

من در سال 1321 در شهر گنبد کاوس مرکز ترکمنصحرا در خانواده فقیری بدنیا آمدم. پدربزرگم بگمراد در سالهای قتل عام استالینی در ترکمنستان به همراه 3 نفر از یارانش در یک درگیری مسلحانه با نیروهای حکومتی در سال 1932 شهید می شود. بدنبال این حادثه دردناک، پدر و مادرم که تازه ازدواج کرده بودند به همراه عده ای از اقوام خود از حومه ی آشغاباد پایتخت ترکممنستان به ایران مهاجرت می کنند. آنان پس از تحمل آواره گیهای سخت و طاقت فرسا در شهرهای بجنورد و مشهد، بالاخره در شهر گنبد کاوس ساکن می شوند.

تحصیلات ابتدایی و سیکل اول دبیرستان را در گنبد کاوس گذراندم. سپس با دوسال تحصیل در دانشسرای مقدماتی تربیت معلم شهر گرگان، شغل معلمی را در شهر گنبد آغاز کردم. پس از هشت سال به تهران منتقل شده ضمن کار معلمی دوره لسیانس خود را در مدرسه عالی بازرگانی تهران به اتمام رساندم.

در دوران دنشجوئیم در سال 1351 در رابطه با حرکت ملی-سیاسی که در سال 1340 به همراه عده ای از دوستانمان در گنبد آغاز کرده بودیم، از سوی ساواک حکومت شاه دستگیر شدم. یک سال در زندان گذراندم و 3 سال نیز از شغلم اخراج شدم. پس از اخذ لیسانس، ازآنجایی که بیش از ده سال سابقه خدمت معلمی داشتم به اداره آموزش و پرورش مراجعه کرده اعاده شغلم را خواستار شدم. گفته شد که ممنوع التدریس میباشم و میتوانم فقط در اداره آموزش و پرورش کار اداری کنم. پذیرفتم و در اداره آموزش و پرورش گنبد کاوس زیردست یک کارمند با تحصیلات دیپلم ناقص و زیر نظر "اداره حفاظت" (شعبه ساواک در ادارات آموزش و پرورش) شروع به کارکردم.

با اوج گیری انقلاب اسلامی و آغاز فروریزی رژیم سلطنتی، توانستم دوباره کار تدریس در دبیرستانهای گنبد را از سرگیرم. در جنبشهای فزاینده توده های مردم در سرتاسر ایران، تظاهرات اعتراضی معلمین و دانش آموزان نیز نقش برجسته ای داشت. بمنظور هماهنگی با سایر شهرهای ایران و پیشبرد منظم این حرکات در شهر گنبد کاوس، کلیه معلمین و دیگر فرهنگیان گنبد در محل دانشسرای مقدماتی دخترانه گرد آمده 5 نفر را بعنوان هیئت مدیره جامعه معتمین گنبد انتخاب نمودند، که من نیز جزو این هیئت انتخابی بودم. ما با فراخوانها ودادن اعلامیه هایی با مضمون دمکراتیک (و نه مذهبی) این اعتراضات را رهبری می کردیم.

áپس از فروپاشی نظام شاهی و روی کار آمدن حکومت اسلامی جامعه معلمین گنبد توسطá نیروهای رادیکال و متعصب مذهبی ازهم پاشید. ما بجای آن "کانون فرهنگیان ترکمنصحرا" را تشکیل دادیم که در جهت تقویت نقش فرهنگیان ترکمن درتغییر و تحولات پس از انقلاب در منطقه نقش مؤثری داشت. در شرایط پرهیجان و متحرک شرایط انقلابی و خیزش احساسات ملی ملت تحت ستممان تحت شعار"اوقو گره ک حاط گره ک،تورکمنچه مکتب گره ک!- الدن گیدن یرلری قایتاریپ آلماق گره ک!"(خط و تحصیل به زبان ترکمنی می خواهیم!- زمینهای ازدست رفته باید بازپس گرفته شود!)، تحولات چندی در سرزمینمان رخ داد. یکی ازین تحولات شکل گیری "کانون فرهنگی و سیاسی خلق ترکمن"(کانون فرهنگی- سیاسی خلق ترکمن) در شهر گنبد کاوس است که در حقیقت گام مهمی در جهت شکل گیری یک تشکیلات ملی و مستقل بود. اداره و پیش بردن فعالیتهای ملی- سیاسی این مرکز، با توجه به سابقه سیاسی و تجربه مان، به مرحوم دکتر بردی آهنگری، من و دوسه نفردیگر از نیروهای جوانتر سپرده شد. کانون دارای ارگان ویژه ای بنام "ایل گویجی" (قدرت خلق) بود که تقریبا ماهی یکبار منتشر می شد. علاوه برآن با برگزاری مراسم سخنرانی و شعرخوانی در گنبد و دیگر شهرهای ترکمنصحرا گرایش و پشتیبانی وسیع توده های مردم ترکمن را بخود جلب کردیم. متأسفانه عمر این کانون ملی نیز چند ماهی بیشتر به درازا نکشسید. زیرا با افزایش تشنج که نتیجه عملکرد نیروهای مختلف و متضاد در منطقه، در یکسو نیروهای متعصب مذهبی که تحمل حرکات ملی- دموکراتیک را نداشت و در سوی دیگر حرکات ماجراجویانه جریان فدائی با ایدئولوژی مارکسیستی بود، دو درگیری مسلحانه نا خواسته با نیروهای حکومتی بر ملتمان تحمیل شد که طبعا نتایج فاجعه باری برایمان ببار آورد. در نتیجه، به کلیه فعالیتهای سیاسی و فرهنگی در منطقه از جمله کانون فرهنگی و سیاسی خلق ترکمن خاتمه داده شد.

پس از دومین درگیری در زمستان 1358 من هم همانند بسیاری از فعالین سیاسی و فرهنگی مجبور به ترک ترکمنصحرا شدم. پس از سخنرانی خمینی در سال 1359 در رابطه با عفو ویا تخفیف جرم کسانی که در درگیریهای ترکمنصحرا و کردستان اسلحه بدست نگرفته اند، عده ای از فعالین فرهنگی-سیاسی ترکمن را به شهرهای مختلف جنوب ایران تبعید کردند. من هم جزو کسانی بودم که به قم تبعید شدم، در حالی که از شغلم اخرج شده بودم. پس از دو سال زندگی در قم و در نتیجه تشدید فشارهای حکومت بر نیروهای سیاسی دگراندیش و بویژه بر روشنفکران خلقهای تحت ستم، جزو کسانی بودم که به خارج از ایران مهاجرت کردند.

در دوران مهاجرتم نیز فعالیتهای ملی- فرهنگی خود را با استفاده از شرایط جدید پیگیری کردم. علاوه بر مقالات متعدد تحقیقی در عرصه فرهنگ و تاریخ سیاسی ملتم که در برخی سایتهای ترکمن چون turkmensahra media و magtymguly.net منتشر شده است، دو جلد کتاب نیز در رابطه با تاریخ باستانی ترکمنستان و ملت ترکمن نوشتم که به زبانهای ترکی و فارسی در ترکیه وایران به چاپ رسید. هدف اساسی از راه اندازی این سایت نیز اینست که مجموعه نوشته هایم را تقدیم خوانندگان محترم و بویژه روشنفکران ملتم نموده، از انتقادات و همفکریهای سازنده شان با سپاسگزاری تمام بهره بگیرم.

بگ مراد گری

15.12.2013

 

 

 

 

 

 


DISCLAIMER

The documents presented are opinions and ideas of their writers. The reader should accept and understand that no warranty is expressed or implied, (by the owner of this webpage) on the accuracy or the reliability of the documents.


 

 

Begmyrat Gereř

dangatar@web.de